قهرمان ميرزا عين السلطنه
7060
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
جرايد برايش معلوم كردند به مسكو مراجعت دادند . شامياتسكى سفير روس هم مسكو رفت . چه مواعيد و دستوراتى طرفين به هم دادند كه حالا روسها با سردار سپه موافق شدهاند و انگليسها بدين واسطه بيشتر مخالف ، و به اين واسطه زيادتر مشغول انقلاب ايران شدهاند . تا در كنفرانس لندن بهتر مقاصد خود را با روس در قضيهء مشرق زمين خصوصا ايران انجام بدهند . بههرحال گرفتار پنجهء قوى اين دو دولت هستيم و مثل ميمون ما را مىرقصانند و بالاخره انگليسها سردار سپه را هم زمين مىزنند ، منتهى پس از مدتى . تماشاى آيروپلن يك آيروپلن فرانسوى ما صبح آمد . رقعهء دعوتى هم براى من و افخم الدوله رسيد . من اقبال به رفتن نكردم . اما هرمز به جاى پدرش رفت . عصر معمولا خانهء عميد الدوله [ رفتم ] ، دائى و بهاء الدوله ، امير نصرت و اسد اللّه ميرزا بودند . اما آنها دعوت نداشتند . داشتند هم مثل من نمىرفتند . در اين بين پنج آيروپلن در آسمان طهران ظاهر شد مدتى طيران كردند . سه تاى آن داراى دو بال ( بىپلن ) ، دو تاى آن يك بال داشت و بزرگتر بود . پشتبام تماشا رفتيم . صداى زن و مرد خصوصا بچهها بلند بود . گرم كردن سر مردم كاغذى از كربلائى محمد على لله رسيد كه در روز دوازدهم تگرگ مفصلى آمد تمام محصول كشمرز را از بين برد ، به داد رعيت برسيد . يك دانگ ملك آنجا دارم آنهم اينطور شد . هنوز ساعد الدوله پانصد تومان را نداده و خانم در خانه نشسته و خرابى مىكند ، حق هم دارد . با اينحال امتياز راهآهن تنكابون مىگيرد . سر مردم را به اين حرفها گرم مىكنند ، مثلا حاجى حسين آقا ورشكست . . . « 1 » امتياز راهآهن مازندران ، فلان آدم امتياز سيم نقاله ، آن يكى ( فطن السلطنه قزوينى لات ) آوردن رود شاهرود به قزوين ، سد رود هيرمند به سيستان ، چه و چه . معتضد السلطنه هم امتياز ترامواى شهر مشهد را گرفته ، ايران ديگر آباد مىشود ، ترقى مىكند ! كار بچهبازى شده . عوام هم كه نمىفهمند فلان همدانى چه مىداند ساعد الدوله پول ندارد . امين الضرب سالهاست ورشكست است ، معتضد السلطنه براى دستخرجى معطل . اينها اصلاحات اساسى است كه « ستاره » و « شفق » مىنويسند ، مردم مانع هستند كه حضرت اشرف انجام بدهد .
--> ( 1 ) - نقطهچين در اصل است .